آذرکده
" اگه سردته بیا کنار آتیش "
چهارشنبه 18 مرداد1385
" دارم غضروفی می شوم "
از درد به خود می پیچم (چون مار خفته در بوته ی تقدیر )
گره می خورم , کور می شوم
خرده استخوان هایم نرم شده اند
دارم غضروفی می شوم
چه بسا محکومتر ...... ریسمان می شوم
و پوسیده
تنها به طاقت اعدام دل دل بی تابم ....
نوشته شده توسط آذرنوش
در 2:39 AM | لینک ثابت
•
یکشنبه 8 مرداد1385
هنوز زنده ام , به وزن عصیان
پس چرا بوی کافور می دهم ؟
نوشته شده توسط آذرنوش
در 3:30 AM | لینک ثابت
•
چهارشنبه 4 مرداد1385
" با یه سلام شاد و مهربون برای شروع یه روز "
/ می شه ه ه ه غوغا کرد /
نوشته شده توسط آذرنوش
در 11:37 PM | لینک ثابت
•

