آذرکده
" اگه سردته بیا کنار آتیش "
پنجشنبه 8 شهریور1386
سکوت ...

کرم شب تاب می شوم
بگذارم روی همان میز
که از فرط شلوغی دیده نمی شود
, در شیشه خالی مربا ,
دراز می کشی
از این ستون تا آن ستون عاشق می شوم
غلت می زنی
بی قرار می شوم
می خوابی ,
زیر تمام لباس ها ... خفه می شوم
نوشته شده توسط آذرنوش
در 2:3 AM | لینک ثابت
•
سه شنبه 6 شهریور1386
به نماز می ایستی
میان همهمه مردان و زنان
طنین خنده و دست هایی که چادر می کشند از سر
و فکرهایی که می انگارند سجده بی مهر ,معبود گم کرده است
موهای پریشان و جامه ای که اگر چهار رکعت بیشتر, استقامت کند بر تن , چاک چاک می شود
و نگاه هایی که از فرط سنگینی , سجده ات را مآمن می گزیند
" قد قامت الصلوه "
مقیم وصل شو
نوشته شده توسط آذرنوش
در 3:59 AM | لینک ثابت
•
